سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
50
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
كقولهم فى « لا إله الّا اللّه » كلمة الاخلاص . و هذا من باب تسمية الشّيئ باسم جزئه . ثمّ شرع فى علامة كلّ من الاسم و الفعل و الحرف و بدء بعلامة الاسم ، لشرفه على قسيميه باستغنائه عنهما ، لقبوله الاسناد بطرفيه و احتياجهما اليه . ترجمه و شرح : اطلاق كلمه بركلام گاهى اوقات به كلام اطلاق كلمه مىنمايند يعنى در لسان اهل لغت بسيار ديده شده كه بكلامى لفظ كلمه گفته شده چنانچه درباره جمله « لا إله الّا اللّه » گفتهاند اينجمله كلمه اخلاص مىباشد در حالى كه كلمه نبوده و كلام مىباشد . تذكّر تذكّر دو نكته لازم و حائز اهميّت است : نكته اوّل : همانطوريكه اشاره كرديم اطلاق كلمه بركلام صرفا در لسان اهل لغت بوده نه در اصطلاح ارباب ادب يعنى نحاة . نكته دوّم : اطلاق مزبور مجازى و از باب ناميدن شيئى باسم جزئش مىباشد چه آنكه كلمه جزئى از كلام است بنابراين علاقه مصحّحه و مجوّزه علاقه جزء و كلّ مىباشد . شارح گويد : مصنّف سپس شروع نمود به بيان علامتهاى هركدام از اسم و فعل و حرف و در بين آنها ابتداء علامت اسم را گفته پس از آن علائم فعل و حرف را و جهتش آنست كه اسم اشرف از فعل و حرف است و وجه اشرفيّت آن است كه : اسم دو طرف اسناد يعنى مسند اليه و مسند را قبول مىكند از اينرو از فعل و حرف مستغنى است ولى آن دو چون چنين نيستند لاجرم باسم محتاجند و